چند وقت بود دل و دماغ نوشتن نداشتم.خيلی زياد هم نشد . همش ۱۲ روز از پست قبلی ميگذره.قضيه اصلا ربطی به پست قبليم نداشت.فقط اينو ميدونم که دلم گرفته بود.برای چی؟يه دليل پيدا کردم براش اونم بعد از ۶،۷ روز.

نميدونم برای هر چيز چقدر بايد انتظار کشيد.برای وصال که خوب طبيعيه انتظار جايزه اما برای رسيدن دفترچه ی آماده به خدمت سربازی اونم در شرايطی که ۶ سال ازش فرار کردی و حالا عجله داری که زودتر بری و تمومش کنی انتظار چه معنی داره؟اينکه توی هوا معلق باشی و هيچ کاری نتونی بکنی.

ديروز تهران برف اومد. اونم چه برفی .من يکی که برف نديده هستم برام جالب بود.سفيد شدن  هر چی که دور و برت ميبينی.کاش ميشد تو دل ما آدما هم يه چيزی مثل برف بياد و اونو سفيد و بی غل و غش کنه.پاک پاک مثل برف.

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
ghatreashk

به به سلام آقای غيبتيان..احوالات؟:Dخوب بيدین خوش بيدین؟..

رز آبي

سلام ٬ خوبی ؟ من ديگه يواش يواش نگران شده بودم ٬ کم مونده بود بابا رو بفرستم سر کوچه دنبالت !! براتون ايميل زدم !! وای شرمنده کردی ٬ قالب عوض کردی ٬ من مردم از خجالت ( کله لپ اناری ) آخی متن نازی بود ٬ نبينم دلت بگيره ها !!!! تشبيه نازی بود ٬ می خوای بری سربازی !! وای پس ما چی ميشيم !! شرينی وصال در انتظاره ٬ برات آرزوی سلامتی و شادی دارم ٬ موفق باشی .

golesoo

ميرسه...تو هم ميرسی...سعی کن حواست رو پرت کنی تا زياد سختت نره :)

elaheye mehr

سلام مرسی به من سر می زنيد باز آپديت کردم متن زيبايی بود. نگو دل و دماغ ندارم بده حرفای خوب بزن عزيزم