نمی دونی!!!

نمی دونی وقتی چشمات پر خوابه

به چه رنگه؟به چه حاله؟

مثل یه جام شرابه...

نمی دونی چه عمیقه ، چه سخنگو...

مثل اشعار مسیحایی حافظ  ، یه کتابه

نمی دونی که چه رنگه، چه قشنگه...

رنگ آفتاب بهاره... مثل یه جام بلوره... شایدم چشمه ی نوره... زر نابه !

نمی دونی که دل من توی اون چشمای شوخت

روی اون برکه ی آروم... یه حبابه !

نمی دونی... به جز من دگری هم نمی دونه !

که یه دنیا توی اون چشم سیاهه...

هر کی گفته... هر کی میگه !

همه حرفه... تورو می خواد بفریبه !

جز دل من که پر از عشقه و خونه...

حرف اون چشمای نازو

دل دیگه نمی دونه !

چشم دیگه نمی خونه!

/ 1 نظر / 5 بازدید
رز آبی

سلام همیشه همه آدما رو باور کردم و هیچ انتظاری هم از هیچ موجودی نداشتم ... کلا کسی رو اد نکردم ... میخواستم پاک کنم همه آدما رو ... آیدیت یادم رفته ...