کوير تشنه ی باران است تشنه ی خوبی

به من محبت کن

که ابر رحمت اگر در کوير می باريد

به جای خار بيابان بنفشه می روييد

و بوی پونه ی وحشی به دشت بر می خاست

چرا هراس؟چرا شک؟

بيا که من بی تو

درخت خشک کويرم که برگ و بارم نيست

اميد بارش باران نوبهارم نيست

 

عجب حکايتی شد نوشتن اين شعر!چشم اسم حميد مصدق رو هم از پايين اين شعر برداشتم.حالا اگه باز هم ايرادی هست بگين که برطرفش کنم.به هر حال ممنون از انتقاد شما. 

 

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
golesoo

*بیا* رو بردار جاش *میام* بذار :)

حميد مصدق

يا شعر بنده خدا رو ننويس يا کامل بنويس! >>> کوير تشنه باران است...حميد تشنه خوبی<<<خدا بيامرز حميد مصدق اگر می دونست شعرش رو می نويسند و تخلصش رو خلاصه می کنند...

حميد مصدق

اميد بارش *باران* نو بهارم نيست! <<<<<< نه؟

آرش

بله.اما من اين شعر رو همينجوری خوندم .بدون داشتن حميد تشنه ی خوبی.و بعد از اينکه خوشم اومد اينجا نوشتم.يه باران هم جا افتاده که اونم به خاطر ايراد پرشين بلاگه که به خاطر نوشتن يه شعر چون سيوش نکرده بودم ۳ بار مجبور شدم از نو بنويسم و پستش کنم.به هر حال ممنون از تذکر.

آرش

در ضمن فکر نکنم وقتی بخوام يه شعر رو از زبون خودم برای کسی بگم لازم باشه اسم شاعر و تخلص و ... رو از شعر حذف نکنم.حالا که شما دوباره به اين دنيا برگشتين و لطف کردين برای من کامنت گذاشتين از *شما* معذرت ميخوام!

Darya

اشتباه پيش مياد . خدارو شکر که قابل اصلاحه و میشه درستش کرد . زیاد مته به خشخاش نذارین . مرسی :)

حميد مصدق

۱- شعر رو اينطور خونديد . يكي اشتباه كرده. خوبه وقتي درستشو مي دونيم به كار ببنديم.۲. حق با شماست. وقتي از زبان خودت ميگي ميتوني مثل اونكه دلت ميگه بگي اما نه با «حميد مصدق» زير شعر! اگر مال دل توئه زيرش هم جاي اسم توئه.

حميد مصدق

پاسخ انفعالی دادی دوست عزیز. اما بدون که غرضی در کار نيست. اميد بود که اصلاحی باشه. اون هم نباشه ملالی نيست. حق به همراهت