چرا؟

درست مثل خیلی چیزا که این چند وقته برام اتفاق افتاد.اینکه تا لب چشمه برم و تشنه برگردم.طاقتم تموم شده.نمیدونم چرا نیومدی.هیچ دردی بدتر از انتظار در بی خبری نیست.خدایا هر جا که هست سلامت باشه.خدا جونم چرا اینجوری میکنی با من؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شُکرت.

/ 4 نظر / 4 بازدید
یه رهگذر

سلام . وبلاگ قشنگ و جالبی داری .موفق باشی

شاهد

سلام آقا سيد. ۱) تشکر که به ما سر زدی و يه پسغوم قشنگ گذاشتي، صفای قدمت. ۲)برآنچه دلخواه من است حمله نمي برم خود را به تمامي برآن مي افكنم اگر برآنم تا ديگر بار و ديگر بار برپاي بتوانم خواست راهي بجز اين نيست...

yalda

انتظار اونقدر ها هم بد نيس . من که به اين جور چيزا عادت کردم !

شاهد

ممنونم که دوباره آمدی. تو را به دوستانم اضافه کردم. موفق باشی.