بعد از یک سال،نمیتونم بگم کامل کامل اما تا حد خیلی زیادی شناختمت.تا حدی که پیش رفتی که شدی شب و روزم.شدی زندگیم.اونقدر که نبودنت زندگیمو مختل کرد و بودنت منو تا عرش برد.شایدتا چند سال پیش اگه به یه همچین موردی برخورد میکردم،برام یه موضوع عجیب و غیر قابل درک بود!مثل همین حالا که حال و روز من برای خیلیا عجیبه!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خدا جون ازت ممنونم که این امکان رو دادی که بتونم این جوری یه نفر رو دوست داشته باشم و تا اون حد پیش برم که بتونم معنی واقعی عشق رو درک کنم.امیدوارم که این حرفم خودپسندی محسوب نشه.چون عشق فراتر از این حرفهاست که بشه به سادگی درکش کرد.

عزیزم از تو هم ممنونم که با تموم بدیهام ساختی و سعی  کردی که یه طوری اونا رو برطرف کنی مثل یه معلم خوب که برای تعلیم شاگردش هر کاری میکنه.اگر چه من شاگرد زیاد خوبی نبودم.

دوستت دارم تا وقتی که عمر دارم و عاشقتم تا وقتی که نفس میکشم.

/ 2 نظر / 4 بازدید
golesoo

برعکس متن قبلیت ایيکی رو خيلی خوب می فهمم،با اميد به نزديک شدنِ هر چه زودترِ فاصله ها:)

صحرا

عشق يعنی انرژي بينهايت٬یعنی اوج تلاش ٬يعنی رسیدن به وادی اميد . پس متعلق بودن به اين زيبايی٬حيف از نشستن و رکود... آرزومند دیدن شور زندگی بیشتر تو