من و گنجیشکای خونه

ای چراغ هر بهانه از تو روشن، از تو روشن

ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من

من و گنجیشکای خونه دیدنت عادتمونه

به هوای دیدن تو پر میگیریم از تو لونه

باز میای که مثل هر روز برامون دونه بپاشی

من و گنجیشکا میمیریم اگه تو خونه نباشی

همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام

بس که اسم تو رو خوندم بوی تو رو داره نفسهام

عطر حرفای قشنگت قد یه صحرا شقایق

تو همون شرمی که از اون؛ سرخ گونه های عاشق

شعر من رنگ چشاتِ رنگ پاک بی ریایی

بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربایی

من و گنجیشگای خونه دیدنت عادتمونه

به هوای دیدن تو پر میگیریم از تو لونه

...

/ 2 نظر / 20 بازدید
سحر

سلام روز بخیر کلبه زیبایی داری که واقعا شایسته تعریف و تمجید می باشد....وقت کردی به کلبه منم یه سر بزن خوشحال میشم قدمهای سبزت در کلبم حس کنم...روز خوشی داشته باشی...[گل]

رز آبی

واسه خودتون و سر خود لطفا نبرید و ندوزید ... منظور من اصلا چیزی نیس که شما گرفتین ...[لبخند]