توی این دنیای هزار رنگ که از هر طرفش یه مصیبت روی سر آدم نازل میشه،تا میای شکوه و گلایه رو شروع کنی که خدا جون...قربون اون بزرگیت...آخه چرا...؟ یه اتفاق دیگه...ــ  حالا خوب یا بد ــ برات پیش میاد که غم قبلی یادت میره و حکایت دیگه ای برات آغاز میشه!

 چند بار شده که نشستم و درباره این چیزا فکر کردم.به خودم گفتم این مخ آکبندم رو یه کم کار بندازم ببینم قضیه از چه قراره؟شاید یه راه حلی پیدا شد و پی برم که چی به چیه... اما هنوز چند دقیقه نگذشته فهمیدم که اگه بخوام ادامه بدم سر از آسایشگاه روانی در میارم.

 آخه چی به چیه؟کی به کیه؟یکی امروز میاد با هزار تا مهربونی و دوستت دارم و هزار نشان محبت.اما بعد از چند وقت یار شفیق و مونس دلتنگیها میشه مار غاشیه.یکی از پشت خنجر می زنه و اون یکی جلو روت کاری میکنه که برای چند لحظه تمام خاطرات خوش قبل از ذهنت پاک شه!

 گاهی باورش مشکله. اونقدر که فکر میکنی خوابی و دوست داری از این کابوسی که توی این خواب هراس انگیز دستشو دور گردنت انداخته و داره نفست رو بند میاره رها شی.اما میبینی که واقعیته و مثل خیلی وقتا تلخ.

 اون قدیما میگفتن با این تفکر با دوستات دوست باش که همه خوبن و بدی توشون وجود نداره.اما امروز باید همه رو بد بدونی تا خلافش ثابت شه.وگرنه کلات پس معرکس.آره اوضاع خیلی وخیم شده.وخیم تر از واقعه ی سونامی توی جنوب و جنوب شرق آسیا.باز اون خشم طبیعت بود و طبیعت کارش همینه.یه روز برامون بهار رو میاره و روز دیگه دونه های سفید و دوست داشتنی  برف رو.یه روزم قهر میکنه و ... . اما انسانها چی؟ اونا که قلب دارن!!! نه بابا کدوم قلب؟؟به قول ملکی قلبشون کجا بود؟قلبشون برای اینه که خونو پمپاژ کنه و راهو برای رسیدن به خواسته هاشون هموار کنه.

 خلاصه توی این دنیا که هر کسی میگه من منم... و تو و شما برای من... دوست داشتن و دوست بودن و عاطفه و مهر و محبت کم پیدا میشه.

 اگه کسی رو میشناسین که دوستتون داره قدرشو بدونین و آزارش ندین... چون اگه از دست بره پیدا کردن دوباره ی مهرو محبت خیلی سخته.

 

 

سال 2005 هم به سلامتی شروع شد.اونقدر دلم پر بود که نتونستم همون اول تبریک بگم.اما حالا که یه کم خالی شدم (البته اینجوری میگم که یه کم خودمو آروم کنم!) میگم که سال نوی میلادی مبارکتون باشه.

 

فردا تولد عزیزترین عزیزمه.

ای کاش پیشت بودم و یه جشن حسابی برای سالروز تولدت میگرفتم.

آره فردا روزیه که تو اومدی که حالا ستاره ی شبام باشی.

تو غنیمتی هستی که هیچوقت از دستت نمیدم.پس باش تا باشم ...

تولدت مبارک

 

 

            

 

   + آرش - ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۱٢