امشب شبی هستش که با بقيه ی شبها فرق داره.شب يلدا.شبی که خونواده ها دور هم جمع ميشن.شبی که طولانی ترين شب ساله.

اما برای من يه چيزی آزار دهندست.اينکه توی اين شب که ميتونه يه شب به ياد موندنی باشه بازم کنارم نيستی.

آره امشب طولانی ترين شبيه که کنارم نيستی و من به اميد رسيدن به تکه ای از وجودم که پيشم نيست امشب رو هم پشت سر ميذارم.به اميد يه صبح روشن و پر از نور زندگی...

 

   + آرش - ۳:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/۳٠